|
تقدیم به تو |
|
احساس غریبی مکن اینجا که رسیدی این کلبه ناچیز تعلق به تو دارد |
سلام سلام خوبین؟؟؟؟ ما رو نمیبینین خوشین؟؟؟؟ چه خبراااااا؟؟؟؟؟ چیکارا میکنین؟؟؟؟؟ ایندفعه زود اپ کردم که دعوام نکنین راستی از همه دوستانی که تو تولد کنار ما بودن تشکر میکنم ایشالله جبران میکنم امیدوارم که شما هم لحظات خوبی رو سپری کرده باشین خب دیگه زیاد حرف نمیزنم میریم سراغ اپ
"وقتی مردم"
وقتی مردم روی قبرم ننویسید که بودم وقتی مردم روی قبرم ننویسید نه شعری .... نه شعاری.... ننویسید که بودم از چه تباری وقتی مردن اخرین نقطه راهه نمیخواد سنگ روی قبرم بذارید... وقتی هر اومدنی رفتنی داره نمیخواد گل روی قبرم بکارید خیلی وقت پیش از اینا مرده بودم عمری دل مرده به سر برده بودم بدون سنگ، بدون نام و نشون چوب این زندگی رو خورده بودم... وقتی مردم روی قبرم ننویسید که بودم....
"دوست داشتن" آدم وقتی یکی رو دوسش داری با تمام وجود همه طوره قبولش داری بعضی وقتا اطرافیانت بهت میگن داری اشتباه می کنی ولی دوست داشتنت باعث میشه به حرفهای هیشکی محل ندی یه روز با رفتاری که باهات داره فکر می کنی داره دکت میکنه دوست نداری این فکر رو بکنی ولی داری میبینی همه جوره تحمل می کنی هر کاری میکنی این فکرو از سرت بندازی بیرون ولی نمیشه مثل خوره افتاده تو فکرت دیگه مغزت ج واب نمیده تصمیم میگیری امتحانش کنی ولی چه امتحانی اگه تو امتحان موفق نشه اون وقت چی به اینش فکر می کنی دیوونه میشی ولی باید اینکارو بکنی تا بفهمی به بازی گرفته نشدی تا بفهمی اونم مثل تو دوست داره تصمیمتو گرفتی میای و امتحانش می کنی بهش میگی خسته شدی بهش میگی فکر می کنم من اضافیم تو زندگیت و آخرش مینویسی خدانگهدار منتظر میمونی برای ۱ بار هم که شده اون باد طرفت ازت بخواد که اینکارو نکنی بیاد ازت دلیل بخواد برای کارت باهات مشورت کنه ولی در کمال تعجی میبینی خیلی راحت طوری که اینگار همش تقصیره تو بوده باهات خداحافظی می کنه باورت نمیشه عشقت به این راحتی داره ازت دست میکشه مثل یه عروسک بودی الان کهنه شدی و اون خیلی راحت تو رو داره میزاره کنار بهت میزد فکرایی که با هم داشتین همه آرزوهاتون ذهنت یادآوری میکنی ولی ظاهرا حقسقته باید قبول کنی که اون منتظر بود تا تو بگی خدانگهدار تا اون جا بزنه و همه تقصیرارو بگه باعثش خودت بودی کار گذشته باید قبول کنی رفتنشو ولی اگه اون برنگشت چی؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()


دیگه کاریش نمیشه کرد آرزو میکردی اینو بهش نمیگفتی ولی دیگه فایده ای نداره باید قبول کر که براش
دیگه براش مهم نیستی با خودت میگی چطور به اون راحتی داره میزاره کنار مگه یادش رفته حرفایی که
با خودت میگی حتما اشتباه کردی اینارو اون بهت نگفته اصلا بهت نگفته خداحافظ همه حرفارو دوباره تو
دیگه آروم و قرار نداری میگی کاش نیبودی کاش اون روز اون حرفو بهش نمیگفتی ولی الان دیگه کار از
زمان تور رو وادار به ادامه کار میکنه دوست داری زمان برگرده عقب ولی انگار فایده ای نداره
فکر می کنی همه چی تموم شده ولی باور نداری نمیدونی می خوای چیکار کنی با خوت میگی صبر میکنی

"دوستت دارم"

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.
ای کاش می دانستی...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد.
ای کاش می دانستی...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای.
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را... قلبت را... حرفت را...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد.
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی . . .

نمیدونم بازم اپم طولانی شد یا نه![]()
![]()
ولی از اینکه همشو خوندی ازت ممنونم![]()
راستی از دوست خوبم(محمد)که تو این اپ به من کمک کرد تشکر میکنم![]()
امیدوارم خوشتون اومده باشه ![]()
نظر یادتون نره![]()
![]()
![]()
تا اپ بعدی
با
با
ی
+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 20:20 توسط تارا |